گرانترین اشتباههای تولید لوازم آرایشی، اشتباههای تولید نیستند. تصمیمهاییاند که ماهها پیش از ساختهشدن هر چیزی به ترتیبی نادرست گرفته شدهاند، و تنها زمانی دیده میشوند که چیزی پاییندست دیگر تغییرپذیر نیست. ده مورد زیر آنهاییاند که بیش از همه میبینیم، و تقریباً همهشان در زمان خودشان ارزان اجتنابپذیرند و پس از آن گران قابل اصلاح.
هیچکدام به بیتجربگی نیاز ندارد. چندتایشان را برندهایی مرتکب میشوند که به محصول سوم رسیدهاند، معمولاً چون محصول دوم روان پیش رفت و ترتیب دیگر مهم به نظر نرسید.
اشتباههایی که پیش از ساخت هر چیزی رخ میدهند
۱. عرضه با یک خط کامل بهجای یک محصول
پنج محصول در زمان عرضه یعنی پنج چرخهٔ فرمولاسیون، پنج مجموعه اجزا با پنج حداقل جداگانه، پنج پروندهٔ مقرراتی، و پنج حدس که همزمان تأمین مالی شدهاند. وقتی فروش میآید میفهمید مردم کدام را میخواستند — پس از آنکه پول تعهد شده، و با چهار محصول دیگر که بر سر توجهی رقابت میکنند که باید نصیب برنده میشد.
یک محصول، که چون بهتنهایی برند را حمل میکند انتخاب شده، پاسخی روشنتر و زودتر و ارزانتر میدهد. شیوهٔ انتخابش در انتخاب محصول اول درست برای برند شما آمده است.
۲. مرجعگرفتن از محصولی که توان برابری با آن را ندارید
مرجعی که برای برندی بزرگ توسعه یافته هزینههای اجزا و فرمولی را حمل میکند که روی سریای مستهلک شده که شما نمیسازید. برابرشدن با مشخصاتش در حجم سری اول میتواند بهای تمامشدهٔ شما را جایی ببرد که قیمت فروش موردنظرتان تاب نیاورد — و این معمولاً پس از تأیید نمونهها کشف میشود، جایی که تغییر مسیر یعنی شروع از نو.
بازهٔ قیمت را در همان مرحلهٔ مرجعگیری، در کنار بافت و حس نهایی، بررسی کنید. روش کامل در چگونه یک محصول را مرجع بگیرید بیآنکه کپی کنید آمده است.
اشتباههایی که هنگام انتخاب تولیدکننده رخ میدهند
۳. انتخاب صرفاً بر پایهٔ قیمت واحد
کمترین پیشنهاد قیمت بهندرت همان چیز را مقایسه میکند. پیشنهادها در آنچه شامل میشوند فرق دارند، در مشخصات اجزای بستهبندی، در تعداد دورهای نمونهٔ پوششدادهشده، در اینکه آزمونها درون عدد است یا بیرون آن، و در اینکه آن کارخانه هرگز به بازار مقصد شما تأمین کرده یا نه. پیشنهاد کارخانهای که هرگز مدرک صادراتی نساخته به دلیلی ارزانتر است که بعداً برایتان خرج میتراشد.
اینکه چه بپرسید و پاسخها چه فاش میکنند در ارزیابی تأمینکنندهٔ کرهای لوازم آرایشی آمده است.
۴. فرض اینکه یک کارخانه برای همهچیز مناسب است
تولید کرهای تا حدی غیرمعمول تخصصی است — و همین تخصص است که توسعه را اینجا سریع کرده. کارخانهای که ضدآفتاب درخشانی میسازد اغلب کارخانهٔ اشتباهی برای ماسک ورقهای است، و کارخانهای که برای حجم برندهای ملی ساخته شده وقتی سری اول شما را رد میکند سختگیری نمیکند؛ میگوید اقتصادش در مقیاس شما جواب نمیدهد.
جورکردن محصول با کارخانه خودش یک کار است، و موضوع چرا شریک تولید همان کارخانه نیست.
اشتباههایی که در حین توسعه رخ میدهند
۵. نوشتن بریف با صفت و پرداختن بهایش در دورهای نمونه
«سبک»، «لوکس»، «غیرچرب» واژههای جایگاهیابیاند نه مشخصات. آزمایشگاهی که آنها را دریافت میکند برداشتی قابلدفاع میسازد، و آن برداشتِ شما نخواهد بود. هر دور اصلاح هفتهها میبرد، و دور دوم و سوم همانجایی است که برنامهها بیصدا ناپدید میشوند.
بریفی که ویسکوزیتهٔ هدف، حس نهایی، جذب، جهت ترکیبات فعال، شکل بستهبندی و بازار مقصد را حمل کند بیشتر اینها را برمیدارد. ببینید نوشتن بریف برای آزمایشگاه فرمولاسیون کرهای.
۶. رهاکردن دورهای نمونه بدون شرط توقف
نمونه را همیشه میشود بهتر کرد. بدون تعریفی توافقشده از «تأییدشده» — نوشتهشده پیش از دور اول — ارزیابی به حلقهای باز بدل میشود، و برندها بهطور معمول دو دور اضافه را صرف حرکت به پهلو میکنند نه حرکت به جلو.
از پیش تصمیم بگیرید در هر دور چه چیزی را ارزیابی میکنید و چه کسی تأییدش میکند. شکل این فرایند در مقالهٔ ما دربارهٔ نمونهگیری آمده است.
۷. حرفزدن با تولیدکننده فقط وقتی چیزی خراب شده
سکوت میان نقاط عطف کارایی نیست. توسعه از یک آزمایشگاه، یک کارخانهٔ پرکردن و تأمینکنندگان اجزا میگذرد که همیشه با هم حرف نمیزنند، و فرضهایی که از هم دور میشوند همانهاییاند که کسی دوباره بیانشان نکرده است. بیشتر شکستهای زمانبندی که دیدهایم به پرسشی برمیگردد که سه هفته پرسیده نشد.
اشتباههایی که زمانبندی را منفجر میکنند
۸. بستهبندی را چیزی دانستن که بعداً تصمیم گرفته میشود
بستهبندی مرحلهٔ پایانی نیست. بستهبندی حجم پرشدن را تعیین میکند، سازگاری فرمول را محدود میکند، حداقلهای قالب و چاپ خود را دارد، و زمان تحویلش اغلب از محصول فله بلندتر است. تصمیمگیری دربارهٔ آن پس از قفلشدن فرمول یعنی یا کوتاهآمدن از فرمول یا انتظار.
دو مقاله این را پوشش میدهند: حداقلهای اجزا در راهنمای ما برای حداقل سفارش بستهبندی، و خودِ تصمیم شکل در پمپ بدون هوا در برابر قطرهچکان.
۹. خواندن قواعد بازار مقصد در آخر
الزامات مقرراتی کاغذبازی پایان کار نیستند. برخیشان فرمول را عوض میکنند — فهرست ترکیبات فعال مجاز، سقف غلظت، نظام آزمون، ادعایی که در یک بازار عادی است و در بازار دیگر ادعای دارویی. کشف این پس از اجرای آزمون پایداری یعنی اجرای دوبارهٔ آن.
از ابتدا بخوانیدشان. بسته به اینکه کجا میفروشید، این یعنی MoCRA برای ایالات متحده، اظهار CPNP برای اتحادیهٔ اروپا، و مدارک صادراتی که کره صادر میکند.
۱۰. برنامهریزی روی زمان تحویل اعلامشده بدون هیچ پشتوانه
زمان تحویل اعلامشده کوتاهترین مسیر صادقانه است، به شرط آنکه چیزی نیاز به دوبارهکاری نداشته باشد. معمولاً چیزی هست — یک دور نمونه، یک تحویل جزء، یک نتیجهٔ آزمون. تاریخ عرضهای که دقیقاً روی آن عدد گذاشته شده، و تعهدی با خردهفروشی هم به آن آویزان است، هیچ ظرفیت جذبی در خود ندارد.
حاشیهٔ اطمینان را آگاهانه بسازید نه اینکه امیدش را داشته باشید، و بدانید در صورت نیاز به جبران وقت کدام مراحل میتوانند همپوشانی داشته باشند. این ساعت در زمان تحویل تولید لوازم آرایشی تفکیک شده است.
دو خانوادهای که این ده مورد در آن جای میگیرند
اگر بهصورت فهرست خوانده شوند، این ده مورد بیارتباط به نظر میرسند. بیارتباط نیستند، اما همه هم یک چیز نیستند — به دو خانواده تقسیم میشوند، و هر خانواده دفاع متفاوتی میخواهد.
چهار مورد شکست ترتیباند: تصمیمی که دیرتر از تصمیمی گرفته شده که به آن وابسته است. بستهبندی پس از فرمول انتخاب شد (۸). مقررات پس از فرمول خوانده شد (۹). قیمت مرجع پس از تأیید نمونهها بررسی شد (۲). تاریخ عرضه پیش از دانستن زمان تحویل تعیین شد (۱۰). در هر چهار مورد کار با کاردانی و به ترتیب نادرست انجام شد، و هزینه دو بار پرداخت شد.
دلیلی هست که ترتیب آسان اشتباه میشود. تصمیمهایی که بقیه را محدود میکنند معمولاً کمهیجانتریناند. هیچکس که برند زیبایی راه میاندازد بیتاب خواندن یک مقرره یا انتخاب یک درپوش نیست؛ همه بیتاب تأیید یک بافت و دیدن فایل چاپاند. پس تصمیمهای جذاب اول گرفته میشوند، تصمیمهای محدودکننده آخر، و پروژه در ماه پایانی کشف میکند که این دو مجموعه با هم نمیخوانند.
شش مورد شکست داوریاند: نه مرحلهای که دیر برداشته شده، بلکه معیاری که در لحظهٔ انتخاب بد انتخاب شده. تأمین مالی پنج حدس بهجای یکی (۱). خواندن پیشنهاد قیمت بهعنوان قیمت نه بهعنوان مشخصات (۳). فرض اینکه یک کارخانه با هر محصولی جور است (۴). نوشتن بریف با صفت (۵). اجرای دورهای نمونه بدون شرط توقف (۶). سکوت میان نقاط عطف (۷). مرتبکردن دوباره به هیچکدام از اینها کمکی نمیکند.
پس دفاعها فرق دارند. برای چهار مورد ترتیبی، تصمیمهایی را که پروژهتان لازم دارد بنویسید، مشخص کنید کدام کدام را محدود میکند، و به همان ترتیب بگیریدشان — توالی توسعهٔ نُهمرحلهای چارچوب شروع معقولی است. برای شش مورد داوری هیچ ترتیبی برای اصلاح نیست؛ آنچه کمک میکند این است که پیش از انتخاب، معیار را بلند بگویید، چون هر شش مورد همان چیزی است که وقتی کسی نگفته «خوب» یعنی چه، اتفاق میافتد.
کالبدشکافی پیشین که در یک ساعت انجام میشود
پیش از آنکه به یک بازهٔ تولید متعهد شوید، با پروژه در وضع کنونیاش بنشینید و یک پرسش بپرسید: امروز روز عرضه است و محصول برای فروش نیست — چه شد؟ سپس صادقانه، کتبی، پنج بار پاسخ بدهید.
به تجربهٔ ما پاسخها خوشه میشوند، و در همان جاهایی خوشه میشوند که ده مورد بالا هستند. جزء نرسید. نتیجهٔ پایداری بد برگشت و فایل چاپ پیشاپیش چاپ شده بود. ثبت در بازار تمام نشده بود. فرمول تأیید شد اما قیمت فروش دیگر جواب نمیداد. برنامهٔ یک تأمینکننده جابهجا شد و کسی حواسش به تأمینکنندهٔ مهم نبود.
برای هر پاسخ دو چیز بنویسید: چند هفته پیش از عرضه از آن باخبر میشوید، و در آن لحظه چه خواهید کرد. همان ستون دوم است که این تمرین یک ساعتش را در آن به دست میآورد. اگر پاسخ صادقانه «هیچکاری، تا آن موقع» باشد، تصمیمی را شناسایی کردهاید که باید جلوتر بیاید — و این تمام محتوای همین مقاله است، اعمالشده روی پروژهٔ مشخص شما نه روی یک فهرست.
سه پرسش دیگر ارزش افزودن به همان جلسه را دارند. مرحلهٔ برگشتناپذیر بعدی چیست و چه چیزی را قفل میکند؟ این ماه کدام تأمینکننده روی مسیر بحرانی است و آخرین بار کِی با او حرف زدیم؟ اگر جزء انتخاب اولمان فردا موجود نباشد، از چه استفاده میکنیم؟ برندی که هر سه را پاسخ بدهد پیشاپیش از بیشتر آن ده مورد پرهیز کرده است.
پرسشهای متداول
کدامیک از این اشتباهها گرانترین است؟
دیر خواندن قواعد بازار مقصد، چون میتواند کار را باطل کند نه فقط به تأخیر بیندازد. تصمیم دیرهنگام دربارهٔ بستهبندی هفتهها میبرد؛ اما فرمولی که نمیشود در جایی که قصد فروش داشتید فروختش، کل توسعه را میبرد. دومین گرانترین عرضه با یک خط کامل است، نه چون محصولی مشخص خراب میشود، بلکه چون زیان پیش از آنکه چیزی یاد بگیرید در پنج ضرب میشود.
آیا این اشتباهها ویژهٔ تولید در کرهاند؟
بیشترشان نه — شکستهای عمومی توسعهٔ محصولاند. اما دو مورد با تولید در خارج تیزتر میشوند: شکاف ارتباطی با فاصله و اختلاف ساعت گشودهتر میشود، و تخصص کارخانههای کرهای جورکردن کارخانه با محصول را اینجا پیامددارتر میکند تا در بازارهایی که کارخانههای کمتر و عمومیتری همهچیز را در حد متوسط انجام میدهند.
یکی از اینها را مرتکب شدهایم. حالا چه؟
معمولاً کمتر از آنچه به نظر میرسد، اگر پیش از مرحلهٔ برگشتناپذیر بعدی بگیریدش. مراحلی که واقعاً قفل میکنند اینهایند: سفارش قالب برای جزء اختصاصی، چاپ فایل چاپ، و تعهد به بازهٔ تولید. پیش از آنها بیشتر چیزها را میشود با هزینهای به نام زمان عوض کرد. بدترین واکنش ادامهدادن است چون برنامه از پیش تعیین شده بود — این تأخیری جبرانشدنی را به محصولی بدل میکند که نمیتوانید بفروشیدش.
چگونه بدون استخدام کسی برای مدیریتش از اینها پرهیز کنیم؟
خودتان تصمیمها را مرتب کنید و ترتیب را بنویسید. بیشتر آن ده مورد را هر برندی میتواند از آن پرهیز کند که بازار مقصد را پیش از فرمول تعیین کند، شکل بستهبندی را پیش از قفلشدن فرمول، و تاریخ عرضه را پس از دانستن زمان تحویل نه پیش از آن. کمک هماهنگی وقتی هزینهاش را درمیآورد که پروژه تأمینکنندگان بسیار، بازاری ناآشنا، یا تاریخ ثابت خردهفروشی داشته باشد — نه بهصورت خودکار.
